کد خبر: 3803874
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۸
مصطفی عباسی مقدم با اشاره به ملزومات علمی رونق تولید، گفت: رونق تولید به معنای نگاه همه جانبه و متوازن به همه ابعاد نیازها است که علوم انسانی در ایجاد این نگاه نقش اصلی را ایفا می کند. برای رونق تولید نیازمند افراد زبده در علوم انسانی هستیم.

به گزارش ایکنا، شبستان نوشت: «مصطفی عباسی مقدم» با اشاره به مفهوم رونق تولید در ساحت های مختلف جامعه، گفت: اساسا برای آنکه فهم درستی از رونق تولید داشته باشیم باید تولید را به درستی معنا کنیم، قطعا زمانی که تولید را به طور کامل معنا کردیم خود به خود جایگاه علوم انسانی در آن آشکار می شود.

عضو هیات علمی دانشگاه کاشان ادامه داد: اگر به تولید و رونق آن فقط در چارچوب ادبیات متعارف در جامعه نگاه کنیم، یعنی تولید را فقط منحصر در صنایع فلزی و غیرفلزی که منجر به ساخت محصول و دستگاه های مختلف می شود بدانیم، طبعا با این نگاه در فرآیند تولید جایگاه چندانی برای علم به ویژه علوم انسانی حداقل در شرایط موجود متصور نیست البته بماند که خود صنعت متعارف هم اگر بخواهد در جامعه خوب استفاده و تولید شود لازمه اش ادبیات علوم انسانی است اما فعلا با وضعیت موجود و رایجی که از دهه های قبل حاکم بوده است، صنعت چندان به ابعاد دیگر ماجرا توجه نداشته و عمدتا به دنبال تولید محصول بوده است.

عباسی مقدم تصریح کرد: امروز مسایل و دغدغه های جامعه با یکدیگر پیوند دارند، فرهنگ و اقتصاد، معیشت و سلامت، ابعاد نظامی و سیاسی و  اقتصادی با هم پیوند جدی دارند لذا باید توجه ویژه ای بر معنای همه جانبه تولید داشته باشیم، پس تولید در معنای اعم به اقتصاد نظر دارد اما از جهات دیگر به معنای تولید فرهنگی است که بخشی از مصرف انسان معاصر را تشکیل می دهد و به بیان دیگر کالاهای فرهنگی جزو لاینفک از زندگی انسان امروز است.

این پژوهشگر در ادامه بیان کرد: محصولات سمعی و بصری، کتاب، محصولات رسانه ای که همه انسان ها با آن درگیر هستند، تولید فرهنگی محسوب می شوند، امروز هر انسانی که یک موبایل در دست دارد و با رسانه های مختلف در ارتباط است، هر کسی که به کتابخانه ای می رود، به محافل فرهنگی و تفریحی و اجتماعی وارد می شود مرتبا در معرض محصولات فرهنگی است و تولید این محصولات فرهنگی نیازمند نگاه انسانی است.

عباسی مقدم در ادامه اظهار کرد: در نتیجه شرط اول آن است که نگاه جامعی به تولید داشته باشیم چراکه وقتی چنین باشد رونق تولید به معنای نگاه همه جانبه و متوازن و هماهنگ به همه ابعاد نیازهای انسانی است، انسان فقط نیاز مصرفی یا نیاز اقتصادی و مثلا تجاری ندارد، حتی فقط نیاز فرهنگی هم ندارد، همه نیازها با هم تعریف می شود و اگر انسانی را با همه امکانات و نعمت ها و محصولات فرهنگی و اقتصادی تامین کنید اما امنیت روانی و اعتقادی برایش ایجاد نکنید که در معرض شبهات قرار نگیرد یا اگر قرار بگیرد بتواند خودش را در امان نگاه دارد، این انسان موفق و کامیاب نخواهد بود.

وی تاکید کرد: از طرف دیگر حتی اگر همه نیازهای فرهنگی و اقتصادی، نیازهای امنیتی و سیاسی یک انسان را تامین کردیم اما جامعه به لحاظ اخلاقی آمادگی نداشته باشد و این انسان با محیط اخلاقی مواجه نباشد هرگز احساس خوبی نخواهد داشت، این چنین شرایطی در صورتی ایجاد می شود که محصولات فرهنگی در کنار سایر محصولات در جامعه دیده نشود.

عضو هیات علمی دانشگاه کاشان ابراز کرد: در گام بعد به نقش علوم انسانی می رسیم، برای رسیدن به تولید همه جانبه درست است که سوخت نیاز داریم، زیرساخت و ثروت و نیروی متخصص و علم و تجربه نیاز داریم اما برای تحقق همه این موارد، علوم انسانی دخیل است. اگر بخواهیم جامعه از نظر روانی و روحی سرحال و شاداب باشد باید سعادت آن را از طریق علوم انسانی بررسی کنیم، علوم انسانی که برخی شاخه هایش متداخل با علوم پزشکی هستند، حتی با علوم فنی و مهندسی.

وی اضافه کرد: ما برای رونق تولید نیازمند کسانی هستیم که در علوم انسانی تبحر داشته باشند و مباحث تعلیم و تربیت و مباحث روان شناسی را در کنار برخی علوم سایبری، علوم فضای مجازی بدانند، اینها در مجاورت علوم انسانیِ محض معنا پیدا می کند.

عباسی مقدم ابراز کرد: لذا باید نگاه مجدد به تعریف علوم انسانی و شاخه های مختلف آن داشته باشیم. ما باید الهام بگیریم، جوامعی که شاید کمتر از ما به فرهنگ و دین و مقوله های معنوی توجه دارند به این نکته مهم رسیدند که باید رشته های میان رشته ای متعددی را داشته باشند که علوم انسانی و فنی و مهندسی را پوشش دهند، چه رسد به  ما که تاکید بر مباحث فرهنگی داریم، پس باید میدان بیشتری به علوم میان رشته ای بدهیم و فضای لازم را برای تولید علوم انسانی اسلامی فراهم کنیم.

عباسی مقدم تصریح کرد: اگر این چنین علومی در قالب طرح و مقاله و پایان نامه و کتاب آماده شد امیدواریم که نیازهای فرهنگی و انسانی جامعه برآورده شود، برای مثال اگر جامعه ای در عین حال که مصرف گرا است، دسترسی اش به منابع کم و تعداد جمعیت زیاد داشته باشد، این جامعه را باید طوری تربیت و به گونه ای با علوم انسانی مدیریت کرد که با مصرف کمتر بتواند این نیازها را برطرف و به پایداری منابع اش کمک کند.

استاد دانشگاه کاشان در پایان خاطرنشان کرد: این جوامع باید کاری کنند که از طریق علوم انسانی خلاءهایشان پر شود، یعنی امکان تجربه آموزی با دانش های کاربردی و عملیاتی فراهم شود، با علم صرف نمی توان به توسعه دست یافت، به اصطلاح امروزی ها باید چرخه یا فرآیند علم و تکنولوژی و تولید و مصرف با هم فراهم شود.

انتهای پیام

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: